الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )

796

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )

از آنجا تا آسمانها ، به طور خلاصه به پايان رسيد . پايان نقل از مجلسى ( ره ) . من مىگويم : معراج در زمان گذشته و تا قرن نوزدهم كه هنوز علوم جديد پديد نشده و بشر بر شناسائى اجزاء ماده و اعماق فضا به واقع بينى نپرداخته بود و تقليد از همان فلسفه گيج كوتاه و نارساى يونانيان مىكرد بسيار مشكل و بلكه محال به نظر ميرسيد و بسيارى از فلاسفهء اسلامى كه دنبال افكار نادرست يونانيان رفته بودند در اين گونه مسائل درمانده بودند . و در معاصرين مرحوم مجلسى و دوران پيش از او فلسفهء يونانى در محيط اسلامى نفوذ به سزائى داشته و اساتيدى چون مير داماد و ملّاصدرا به جا گذاشته بود و اينان در موضوع معراج به دست و پا افتاده بودند و گويا گله و شكايت مجلسى از اين طبقه باشد . ولى امروز بسيارى از مشكلات از ميان برداشته شده است و اين محال ممكن گرديده و بشر به اسرارى از اعماق فضا پى برده است و تا مسافتى از آن را كه ما وراء جو زمين است پيموده و دانسته كه در كُرات بالا هم وضع عناصر و هوا مشابه زمين است ، فقط عروج نياز به وسيله دارد و اين وسيله از طرف خدا در اختيار پيغمبر ( ص ) گذاشته شد . آنچه در موضوع معراج پيغمبر اسلام مورد توجه است همين توجه انسان است به فضا و زمينه سازى براى تسخير كره‌هاى آسمانى . معراج از نظر فلسفهء دينى يك سير ارتقاء عمومى است كه در زبان اسلام نماز را براى هر فرد مؤمن معراج شمرده است « الصلاة معراج المؤمن » و هر فرد بشرى كه به مقام نبوت و رسالت رسد بناچار او را معراجى باشد كه رمز نهايت قرب او است به حضرت خداوندى ، و البته انبياء و رسل در وضع معراج خود تفاوت داشته‌اند و آن چه مخصوص پيغمبر اسلام است موضوع فضاپيمائى و آسمان گردى است كه به عنوان يك نمونهء عالى سير ارتقاء بشرى در تعليمات اسلام ابتكار شده است .